چکیده :

اثرات محیطی استخراج زغال سنگ بسیار و مختلف هستند . اگرچه زغال سنگ ، منبع انرژی ضروری در درخواست های صنایع موجود  و در حال رشد کشور می باشد. آسیب به محیط نتیجه غیر قابل اجتنابی در حفظ توسعه ملی آن دارد. این هم چنین مطلوب است که اثرات محیطی را از طریق استفاده از روش های صحیح استخراج بهینه و کاهش داد. بنابراین ضروری است که اطلاعات قابل دسترس، موثر و چندگذر سریعی داشته باشیم که وضعیت محیط منطقه را نیز در نظر گیرد، تکنولوژی درو دریافت ها ، وسیله ی عملی آنالیز کردن تغییر شرایط در مکان های دارای معدن را پیشنهاد می دهد . در این تحقیق ، اطلاعات چند گذر لندست TM از حوضه ذغال سنگ سوما به دست آمده که برای شماری از روش های پردازش تصاویر دیجیتالی به کار رفته که در تعیین  و نمایش اثرات محیطی بکار می رود . استفاده ی پردازش تصاویر دیجیتالی وسیله مناسبی برای آنالیز مجموعه ای اطلاعات چند گذری  می باشد .

مقدمه :

اثرات محیطی استخراج زغال سنگ بسیار و مختلف است . انجام استخراج عامل  تجزیه ی زمین ، از بین رفتن جنگل ، خاک سطحی و زمین کشاورزی است که در شرایط توپوگرافی و هیدرولوژی و آلودگی سطح قابل استفاده و آب زیرزمینی تغییر می کند . اگرچه زغال سنگ منبع انرژی ضروری در درخواست های صنایع موجود و در حال رشد کشور  می باشد. آسیب به محیط ، نتایج غیر قابل اجتنابی در حفظ توسعه ملی دارد. این همچنین مطلوب است که اثرات محیطی را از طریق روش های استخراج درست بهینه کرد و کاهش داد و به سرعت بازیابی بخش های آسیب دیده و تعیین مناطق آسیب پذیر برای آسیب محیطی در آینده ی نزدیک صورت گیرد. تمامی این ها به سرعت قابل دسترس ، مختصر ، موثر ،   اطلاعات چند گذری هستند که وضعت محیطی منطقه ی تحقیق را در نظر می گیرند  ( کاترجی  وهمکارانش 1994 ) .

تکنولوژی درو دریافتی وسیله ی عملی از آنالیز تغییر شرایط در مکان های دارای معدن را پیشنهاد می کند . علاوه براین ، اطلاعات از این داده ها مشتق شده که وسیله ی دستیابی به محیط مقبولی را ارائه می دهد و می تواند بعنوان مدرکی در طول دادخواهی استفاده شود . حوضه ذغال سنگ سوما که برای حفره باز و استخراج زیرزمینی برای بیش از شصت سال بکار رفته بعنوان منطقه ی مورد مطالعه در تحقیق فعل انتخاب شده است .

مجموعه های داده های چند گذری لندست TM از حوضه ی زغال سنگ سوما برای شماری از روش های پردازش تصاویر دیجیتالی برای کمک به تعیین و نمایش اثرات محیطی بکار می رود . از آنجایی که این برای یافتن داده های زمین شیمیایی برای تصاویر ماهواره ای قابل دسترس غیر ممکن است. تحقیق تنها با تغییرات توپوگرافی و نباتات به منظور عملکرد و استخراج سروکار دارد .

 منطقه ی تحقیق :

حوضه زغال سنگ سوما در مرز مانسا و هشتاد کیلومتر از مرکز شهر بالکشیر قرار دارد   ( شکل 1 ) . ارتفاع متوسط حوضه از سطح دریا 160 متر می باشد . حوضه زغال سنگ از سه ناحیه اصلی شامل سوما ، دنیس و اینیز تشکیل شده است . در این تحقیق حفره باز معادن جنوبی تاسیس آلگن لگینت ، یکی از تاسیسات کارآفرین زغال ترکیه مورد مطالعه قرار گرفته اند.

رسوبات لگینیتی فروزئیک دوره ترتیاری ( میسین و پلوسین ) و کوارترناری در این منطقه وجود دارند . لگینت میسن در این منطفه از سال 1934 توسط تاسیس آگن لگینیت استخراج           می شود. حفظ ملکی منطقه حدود 60 میلیون می باشد و  حدود ده میلیون تن گیلنت سالانه از حفره های باز تاسیس لیگنیت استخراج می شود .

کسب و روش های داده های :

3-1- تهیه داده های کمکی :منطقه ی تحقیق  ( 6/15 کیلومتر عرض در 8/19 کیبومتر طول ) از شش نقشه ی توپوگرافی منطقه ( هزار متر شبکه ی مرکاتور عرضی جهانی ، زون 35  اسفروئید بین المللی ، مقیاس 25000/1 ، منتشر شده در 1987 ) و بعد خطوط توپوگرافی این منطقه با استفاده از اسکنر سایز AO اسکن شده اند. استفاده از هشت GCP در هنقشه ، شش نقشه ی توپوگرافی منبع زمینی ان شیوه ی انتقال فرافکنی می باشد که برای مواد اسکن شده پیشنهاد می شود . برای نشان دادن خطوط با استفاده از ارقام ، شیوه ی ارقامی روی صفحه استفاده می شود . در این روش لایه شفافی در نقشه های توپ.گرافی زمینی قرار گرفته  که هر خط توپوگرافی با استفاده از موس کشیده باشد هر مقدار خط داده می شود .  

در استفاده از این روش ، خطوط توپوگراف 1079 باافزایش خطوط ده متری با ارقام نشان داده شده اند . بعد از انجام ارقامی ، حداقل مقدار خطوط منطقه تا هشتاد متر تخمین زده شده اند . در حالیه حداکثر مقدار خطوط منطقه 1210 متر بود. نمونه ی عددی ارتفاع بطور منظمی با فاصله از شبکه ی پوشانده ی منطقه سطحی قرار گرفته که مقدار ارتفاع با هر مکان شبکه در ارتباط است .

بنابراین ، نمونه ی عددی ارتفاع ، مدل کلی از سطح زمین رائه می دهد که با فاصله بین نقاط شبکه کاهش به تفکیک رنگی بهتری ، بهبود جزئیات و اطلاعات درست می یابیم . فرمت دوم این است که گروه های خاص کافی ویژگی های طیفی متمایزی دارند، در دسته های 7 و 4 و 1 . TM لندست قرار گرفته است . در دسته یک کانی های آهنی انعکاس پایین داشته ، در حالیکه فیلوسلیکاتها ، کوارتز و دیگر کانی های رنگی انعکاس بالایی دارند. در دسته ی 7  فیلو سلیکاتها و کربنات ها ویژگی های جذب دارند، در حالیکه هماتیت و در گستره کمتری جوتیت پاسخ های بالاتری دارند .

بنابراین ترکیب RGB741 به میزان خاصی از تفسیر سنگ شناسی مربوط می شود. سنگ ها و خاک هماتیت دار قرمز است. کوارتز ها بطور کلی آبی تا سبز آب است . زیر آنها روشن بوده و آهن ندارند . در حالیکه سنگ آهک آب یا ارغوانی است زیرا جذب کربنات در دسته 7 بوده و رنگ کلی شان کمرنگ است. ( بالا در صفحه آب کامپیوتر ) .

سیمان و پرشدن     شکاف ها نیز به واکنش های طیفی اضافه شده اند . اثرات نامطلوب فیبرون خصوصاً این  آخری ها قرمز بوده و ممکن است با مناطق هماتیت دار اشتباه گرفته شوند. در الگوریتم MIS زغال سنگ بطور کلی بنفش بوده و سطوح انعکاس بالایی سفید هستند ، آب، آبی است و بارگران خاکستری است . دیدگاه RGB741 . TM لندست سوما ( در 1989 و 1999 ) در شکل 5 نشان داده شده است . دید RGB اجزای اصولی 1 و 2 و 3 : این الگوریتم PC1 ، PC2  و PC3 ایجاد شده و آنها را بعنوان تصویر RGB نشان می دهد که بطور کلی برای جایگزینی نقشه بکار می روند .

عملکرد آنالیز اجزایی اصولی روش ریاضی است که روابط میان بسیاری از متغییر ها را             نمی پوشاند و میزان اطلاعات را که برای تعیین روابط لازم هستند ، کاهش می دهد . با آنالیز جزء اصولی هر متغییری  ( درون نقشه ) به ترکیب خطی قائم را  با کاهش متغییرها ( نقشه های بیرونی ) انتقال می دهند . تغییر خطی اجزاء فرض می شوند که تمامی تفاوت ها را در هر متغییری توضیح می دهند . هر مولفه اطلاعات متفاوتی را دربر دارد که با مولفه های دیگر مربوط نیستند. آنالیز مولفه اصلی ناشی از تغییر خطی مجموعه نقشه های تصویری                             ( ماهواره ای ) درون مجموعه ای از نقشه های تصویری بیرونی است، هر توضیح مولفه مشترک در نقشه های تصویری بیرونی بعنوان مشابهی برای شماری از نقشه های تصویری درونی گرفته شده اند که کاربر را قادر می سازد . میزانی از کاهش را تعیین کند.

نقشه های تصویری بیرونی در کاهش نظم تفاوت ها لیست شده اند. این کاهش نقشه ها را بوجود می آورد. زیرا آخرین نقظه های تغییر یافته متغییری نداشته یا باقی  می یابد . شبکه مجموعه ای منظم از Z موجود می آورد که از اطلاعات XYZ غیر منظم فاصله دار بدست               می آید . این با استفاده از برون یابی یا درون یابی مقدار z در مکان های فاصله دار منظم جائیکه داده از دست می رود ، به دست می آید .

 در این تحقیق استفاده از کاغذ EMR 1/6 نرم افزار ویزارد شبکه ای و مدل ارقامی ارتفاع منطقه برای اندازه پیکسل ده متر گرفته شده است . برای افزایش دقت عمل ، ارتفاع نقاط منطقه که در نقشه های توپوگرافی نشان داده شده اند . نیز ارقامی بوده و در طول عملکردشبکه بکار می رود . هر داده ای نشان داده شده در 2D نیز می تواند در 3D نشان داده شود که ارائه ی جزء مناسب ارتفاع بکار رود . نمونه ارقامی سرزمین منطقه با استفاده از کاغذ EMR 1/6 نرم افزار الگوریتم 3D گرفته شده است .

این در شکل 2 نشان داده شده است . در این شکل ؛ قرمز برای نمایش مکان های بالا و آبی برای مکان های پایین بکار رفته است . در طول این تحقیق ، شبکه ی فاضلاب منطقه از               نقشه های توپوگرافی با ارقام نشان داده می شود. علاوه بر این زمین شناسی منطقه ، از گرداننده کلی ا ز کارآفرینی زغال سنگ ترکیه گرفته شده است  و با استفاده از اسکنر A4 اسکن شده است . بعد نقشه زمینی گرفته شود و با استفاده از روش صفحه ای ارقامی، ا ز کار افتادن               بخش های زمینی و گسل های منطقه ارقامی نشان داده می شوند.

2-3- کسب و ظاهر کردن تصاویر :

تصاویر شماتیک لندست منطقه در سالهای 1989 و 1999 به دست آمده اند ( خط 118 ، ردیف 33 ) . اصلاح تصاویر TM  لندست به منظور تغییر شیوه ردیابی ضروری است . که در این تحقیق کار رفته است ( سین 1989 ) . در طی این تحقیق، شیوه کم کردن شیء تاریک برای تاثیر اثرات جوی بکار رفته است. به منظور آنالیز تصویری داده های متفاوت پوشش های داده ماهواره ای ، در همان قالب منبع مکانی می گنجد . ثبت تصاویر با قرار گرفتن شمار خاصی از نقاط کنترل زمین در هر دو تصاویر انجام  شده است . طول و عرض جغرافیایی GCPS از پایگاه صحیح نقشه ها تعیین شده اند . تفاوت بین مکان ها GCP معمول و موقعیتشان در تصویر برای تعیین انتقال هندسی سازی برای ذخیره تصویر بکار رفته است .

نزدیک ترین الگوریتم برای نمونه مجدد عکس های تصحیح شده تا اندازه پیکسل سی متر استفاده شده که منجر به اشتباه RM50 ، 7/5 متری بر پایه GCPS می گردد .

3-3- افزایش و طبقه بندی تصویر :

بعد از پردازش داده های ماهواره ای ، چندین شیوه افزایش چندین تصویر به منظور                تفاوت سازی طبقه ها  بکار رفته اند. بعد از تفسیر بصری ترکیبات دسته های متفاوت قادریم بیشتر طبقه های منطقه را تخمین بزنیم .

RGB321 : این الگوریتم صفحه رنگی طبیعی است که دسته های TM لندست  3 و 2 و 1 را شکل می دهد  ( تقریباً برابر با قرمز ، سبز و آبی ) که در صفحه های آبی ، قرمز و سبز گرفته شده اند . ترکیب بطور کلی طبیعی نیست . زیرا دسته های TM لندست دقیقاً با مناطق طیفی قرمز ، سبز و آبی سازگار نیستند ، دسته های یک ( آبی قابل دیدن ) و 3 ( قرمز قابل دیدن ) دامنه های پائین طیفی دارند که چشم مانند آب و قرمز آن را تشخیص می دهد . این تصویر به نظر واقعی می رسد. این تصویر به نظر واقعی می رسد ؛ اما نبود محرزی از نباتات سبز در آن وجود دارد. واکنش سبز گیاهان خیلی محکم نبوده ( انعکاس نباتات در دامنه غیر قابل دید سبز مقایسه می شود ، P.M 56/0  دسترسی TM2 لندست ) . اما چشم انسان بسیار به سبز حساس است . ( مخروط های حساس بسیاری به سبز وجود دارد ) و از اینرو پائین مربوط به آبی و قرمز بزرگ می شود .

این ترکیب تصویر راه حل مکانی پائین در دسترسی یک داشته و گوناگونی طیفی از زمانی که هیچ دسترسی IR منعکس نشده ، محدود شده اند .  دیدگاه های TM RGB321  لندست منطقه سوما ( در سالهای  1989 و 1999 ) در شکل 3 نشان داده شده اند .

RGB432 : این الگوریتم تصویر رنگی اشتباهی است . که معولاً بعنوان رنگ استاندارد اشتباه بدان اشاره می گردد . در این تصویر ، دسترسی TM4 لندست برای لایه قرمز ، باند یا دسترسی 3 ( M 667/0 ، قرمز قابل دیدن ) در لایه سبز و دسترسی2  ( M 567/0 ، سبز قابل دیدن ) در لایه  آبی بکار می روند .

نتیجه این ترکیب رنگ RGB انعکاس بالای نباتات است ( M 837/0 ، دسترسی TM4 ) که نباتات را قرمز کرده نمایان می شود . ویژگی های قرمز مانند خاکهای آهن دار سبز شده ، در حالیکه ویژگی های سبز و آبی را نشان می دهد . این تصویر رنگی اشتباه بطور کلی برای ارزیابی تصویر خاصی در تنوع کاربردهای منبع دار استفاده می شود. مردم به نیاتات علاقه مند بوده که می توانند مکان و چگالی نباتات را ببینند ، مردم به زمین شناسی نیز علاقه مند دارند که همان مشخصه را بوجود می آورند و از تصاویر گیهای دوری می کند. این الگوریتم راه حل مکانی را معتدل می کند ، در حالی که این گوناگونی طیفی را محدود کرده است .

دیدگاه TM RGB432  لندست منطقه سوما ( در سالهای  1989 و 1999 ) در شکل 3 نشان داده شده   است .

RGB741 : این تصویر رنگی اشتباهی استکه بطور گسترده ای برای کاربردهای زمین شناسی استفاده می شود. دسترسی  TM 7  لندست برای لایه قرمز ، دسته 4 برای لایه سبز و دسترسی 1 برای لایه آبی اختصاص داده شده اند. مزیت الگوریتم RGB741  این است که نگذاشته اند (آنها ممکن است تقریبا ً نقشه های ثابت هستند ) ، اهمیتی به مولفه های رایج اضافه نمی شود و ممکن است دور انداخته شوند .

آنالیز مولفه ی اصولی می تواند به چند دلیل استفاده شود ، بعنوان مثال ، تراکم داده ، شیوه ی پردازش قبل از طبقه بندی داده ، دریافت اهداف علایق ، این امکان نیز وجود دارد که تصاویر pcl ، pcr ،3pc ، در استفاده از دسته های 4 ، 7 ، 1TM لندست داده ای TM لندست بوجود آیند .

 از آنجایی که این دسته ها کانی شناسی را نشان می دهند ، این می تواند تصویر خوبی از زمین شناسی تاکیدی باشد . دید RGBمولفه های اصلی دسته های 741 ، TM لندست ( 1989 ) در شکل 6 نشان داد ه شده است .

 تصاویر TM لندست در DTM ، این عملکرد تصاویر ماهواره ای TM لندست را در داده DEM می پوشاند که دید ترکیبی با ارتفاع از DEM و اطلاعات رنگی از داده TM لندست ارائه می دهد .

از آنجائی که TM لندست راه حل زمینی 30 متری درهر پیکسل دارد که به این نوع دیدگاه تنها برای برداشت کلی بزرگ منطقه ای می باشد . منطقه تحقیق ( 1989 ، 1999 ) در استفاده از تصاویر ماهواره ای D3  ، که در شکل 7 نشان داده شده ، مدل شده است .

 نباتات NDNI : NDVI ( تفاوت شاخص نباتات را طبیعی می سازد ) شاخص نباتات را استفاده می کند که داده چند طیفی را در دسته عکس تنها تغییر می دهد که توزیع نباتات را  ارائه می دهد . مقادیرNDVI مقداری از نباتات سبز را نشان می دهد . دامنه مقادیر  NDVI از 1 تا 1 است .

 مناطق بناتی بطور کلی مقادیر بالایی به دلیل انعکاس بالا و انعکاس قابل دید پائین می باشد .

 در مقابل ، آب ، ابر و برف انعکاس بزرگتر متغیری نسبت به انعکاس مادون قرمز دارد . بنابراین ، این ویژگیها مقادیرمنفی شاخص را نشان می دهند . سنگ ها و مناطق عاری از خاک انعکاس مشابهی در دو دسته داشته و ناشی از شاخص نباتی نزدیک صفر است .

 در این الگوریتم ، قرمز برای نمایش مقادیر بالایی NDVI نشان داده شده ، آبی  برای مقادیرپائین  NDVI به کار می رود . شکل 8 دید های NDVI منطقه سوما را نشان                       می  دهد (1989 ،1999 ) .

 در این شکل ، به راحتی می توان تغییرات نباتات را در منطقه دید .منطقه استخراج  (منطقه آبی در مرکز تصاویر) به سرعت دوره ده ساله تغییر می دهد . (1989 ، 1999) و افزایش بالای مکانی در مناطق استخراج اتفاق می افتد . علاوه بر این ، افزایش نیز در مناطق دارای چگالی بالای بناتات مشاهده گردیده است ( مناطق قرمز رنگ ).

اندازه گیری   GPS ( سیستم مکانی جهانی ) در طول سفره های زمینه ای صورت می گیرد نقشه های کار جنگلی و داده های گرفته شده از مدیریت  کلی موسسه های ترکی زغال سنگ این تغییرات را به اثبات می رسانند.

در طول کارهای کشتزاری درخت توسط مدیریت جنگل بانی در 1995 آغاز گردیده که تقریبا ً بیست پنج هزار درخت در این منطقه کاشته شده و مدیریت کلی موسسه های ترکی زغال سنگ در شکافها و مکان های مترو که آنها را می کارند .

 نقشه های  NDVI نیز افزایش مناطق حاصلخیز را در اطراف باکرکای نشان می دهند . جدول یک مقادیر طبقه بندی شده ی NDVI را از منطقه سوما نشان می دهد ( از 1989 تا 1999 ) مناطق نباتات ( مقادیر مثبت NDVI دارند ) حدود 25/6 در صد افزایش یافته است ( تقریباً 20 کیلو متر مربع ) ، خصوصاً مناطق بالای نباتات ( مقادیر NDVI بزرگتر از 6/0 ) حدود 2/25 در صد افزایش یافته است ( تقریباً 78 کیلو متر مربع ) . این مقادیر افزایش یافته در چگالی نباتات و کار های کاشت درخت در منطقه را حمایت می کنند .

 مطالعات بیشتر در زمینه آمده که NDVI محاسبه شده را نشان می دهد که مناطق نباتات انبوهی شرح داده شده اند . اگر چه ، شاخص بکار رفته در مناطق جدا ساز با نباتات پراکنده موفق نبود . مناطق استخراج توسط سطوح پائینی پوشش نباتات مشخص گردیده اند .

 بیشتر رسوبات استخراج شده  در بافت ، پوسته های تجزیه شده و محتوای ریز زغال سنگی مختلف هستند .

 رنگ از خاکستری روشن ، بین خاکستری میانه و تیره تا سیاه بسته به میزان زغال سنگ متفاوت هستند . میزان پائین زغال سنگ اثر قوی روی زغال رنگ و انعکاس طیفی دارد . روشنی رسوبات معدنی اثری روی شاخص نباتات دارد .

در این تحقیق ، ما به این مظنون هستیم که دلیلی برای نتایج نا رضایت کننده است . مقادیر NDVI در حفره باز مناطق استخراج پائین تر هستند که تقریباً در مناطق بازیابی هستند ، حتی زمانیکه هر دو منطقه نوع مشابهی از نباتات و همان در صد را دارد .

طبقه بندی نظارت نشده از کاربرد حداکثری در تصاویر طبقه بندی شده هستند که در اطلاعات زمینه ایقابل دسترسی برای مکان درستی از مکان های نشانه رفته یا جائیکه شمار بسیاری از طبقه های طیفی حاضر هستند ، محدود شده است . جائیکه محل های بسیاری با چند طبقه ی زمینی طبقه بندی شده اند و جائیکه اطلاعات زمینه ای برای کمک به زمین قابل دسترسی است ، طبقه بندی نظارت شده در استفاده های معدن مناسب است ( راتور ورایت ، 1993 ) .

در این تحقیق ، شیوه ی حداکثری احتمالی انتخاب شده است . این شیوه در روش طبقه بندی نظارت شده استفاده می شود ( اسمیت وگلاسر ، 1998 ) .

این الگوریتم نتایج احتمالی را ارائه می دهد . طبقه بندی احتمالی حداکثری مقادیر طیفی پیکسل های زمینی فرض شده اند که طبق ساختار چگالی عادی چند متغیری پراکنده شده اند .

 برای هر مجموعه مقادیر درونی طیفی ، فاصله در هر طبقه محاسبه شده است . اگر این فاصله کوچکتر از مقادیر آستانه ی تعیین شده می باشد که نام طبقه با کوتاهترین فاصله اختصاص یافته و مقدار مشخص نشده نیز اختصاص داده شده است . در طول این مطالعه ، در ابتدا سی نقطه ی کنترل شده برای طبقه بندی نظارت شده در زمینه گرفته شده که از نوع 12 گارمین GPS استفاده می کند .

 بعد از ترسیم عکس ها و دید دوربین در طول سفره های زمینه ای مثبت شده که ازنقشه های نباتی منطقه استفاده می کند که از مدیر جنگل بانی گرفته شده و پنج طبقه اصلی در منطقه مشخص گردیده : منطقه معدن دار ، جنگل ، منطقه حاصلخیز ، خاک و مکان شهری .

بعد مکان های ناحیه ای  که ویژگیهای این طبقه ها را با استفاده از نرم افزار مشخص می کند . هر تصویر TM لندست مکان های سرزمین دارد . این به دلیل متغیر های بالای گذرای این منطقه ضروری است .

بعد از طبقه بندی احتمالی حداکثری برای چند دسته و ترکیب داده بکار رفته  که نتایج با داده فرعی به منظور سنجیدن دقت مقایسه شده است .

 بعضی طبقه ها از داده TM لندست زمانیکه از بعضی از دسته ها استفاده می کنند ، قابل تعیین نیستند . به دلیل طیف هیدروژنی سطح مناطق معدن دار با مجموعه مکانی توام است ، تفکیک طیفی با استفاده ازدسته های انتخاب شده به دست آمده که برای طبقه بندی تمامی معادن دو ویژگیهای بازیابی با دقت قابل قبولی کافی نیست .

 استفاده از تمامی دسته های  TM لندست ( جزء دسته 6 ، که دسته حرارتی است ) نتایج خوبی برای تمامی طبقه ها می دهد .

نقشه های در بر گیرنده زمینی مناطق در سالهای 1989 ، 1999 به وجود آمده اند ( شکل 9 ، 10 به ترتیب ) .

مشخص شده که پردازش داده کامپیوتر به خودی خود برای تعیین درست محدوده های فعال معدن یا مناطق پو ششی نا مناسب است .این ابتدا برای حقیقتی است که شماری از دیگر ویژگیها مانند برشهای جاده ، مکان های ساختاری و زمین های کشاورزی اثرات مشابه ی ایجاد می کنند .

 بسیاری از ویژگیهای گسترده کوچک هوایی ( کوچکتر از پیکسل TM   لندست ) توسط طبقه بندی مشخص نشده اند . جدول 2 نتیجه ی طبقه بندی تمامی و تغییرات مکانی و گذرایی را نشان میدهد .

همانطور که در جدول دیده میشود ، فعالیت های استخراجی در منطقه حدود سه بار در دوره ده ساله افزایش یافت ( از 1989 تا 1999 ).

در طول این دوره ، خاک حدود 5/10 کلیومتر کاهش یافته ، در حالیکه جنگل حدود 6/17 کلیومتر افزایش یافته تا کار کاشت درخت ازطریق هم مدیر کلی موسسه ترکی زغال سنگ و هم مدیر جنگل بانی اداره می شود .

 به دلیل فعالیت های استخراج و توسعه های صنعتی در منطقه ، مکان شهری نیز افزایش                می یابد.  اگر چه با توجه به جدول مناطق حاصلخیز بطور شگفت آوری کاهش می یابد ( تا حدود 99/11 کیلومتر ) ، شکل نشان می دهد که بیشتر مناطق حاصلخیز در جنگل بانی تغییر کرده بودند .

یکی از اثرات مشخص و اصلی استخراج سطحی در اخلال و تجزیه ی زمین بکار رفته است .نقشه برداری و نمایش دوره ای گستره هوایی و مکان این تجزیه می تواند اهمیت اساسی در راه حل های شکل گرفته برای استخراج مواد باز یافته داشته باشد .

بررسی این مقاله نشان  می دهد که دور دریافت ماهواره ای و هوایی بطور گسترده و موثری برای نمایش اثرات محیطی سطح فعالیت های استخراج استفاده شده است .

شواهدی برای افزایش تفکیک مکانی TM لندست دارد که دقت طبقه بندی افزایش یافته را نشان نمی دهد ، در حالیکه تفکیک مکانی بالاتری به متغیرطیفی افزایش یافته ختم می شود که در بازگشت ممکن است مانع طبقه بندی درست شود .

لندست TM و دیگر داده دور دریافت ماهواره ای برای مطالعه و نمایش زمین ها از طریق فعالیت های استخراج حفره باز مفید است .

 نتایج این تحقیق فرصت های زمانی و مالی مناسبی از داده ماهواره ای تفکیک یا برای استخراج سطح نمایش و فرایند بازیابی در ترکیه را نمایش می دهد .

 در مقایسه ی کسب داده مرسوم و روش های تغییر، مقادیر ماهواره ای منبع داده ای خوب یا تفکیک گذاری مفید هستند .مجموعه مکانی و هیدروژنی طیفی مناطق معدن کاربرد داده ماهواره ای بسیار مشکلی بوجود می آورد . هر چند سطح اصلی معدن و ویژگی های بازیابی توسط داده TM لندست ردیابی و نمایش شده اند .

 بطور خلاصه ، پتانسیل دور دریافت ماهوار های برای نمایش معادن حفره باز لیگنیت بالاتر از چیزی که تا به حال شناخته شده است .

اگر چه دور، دریافت به طورکامل شیوه های مرسوم را جابجایی نمی کند . ترکیب فضابرد و هوابرد دور دریافت و شیوه های مرسوم ابزار موثر و مفیدی برای نمایش زمین ها در دوره طولانی ارائه می دهد.